بیانیه طراحی معماری رم کولهاوس

بیانیه طراحی معماری رم کولهاوس

بیانیه طراحی معماری رم کولهاوس عنوان مقاله ای است که در بخش تخصصی معماری irpme.ir  به ان میپردازیم.

ما  در قسمت اول (فلسفه معماری دیکانستراکشن ) ، قسمت دوم (سبک معماری دیکانستراکشن)  و قسمت سوم بررسی بیوگرافی یکی از معماران  این سبک  ( رم کولهاوس ) پرداخته ایم در این قسمت به چگونگی استفاده معمار ( رم کولهاوس ) از سبک دیکانستراکشن میپردازیم

مقدمه :

 یکی از شخصیت های برجسته تحولات معماری دیکانستراکشن ، رم کولهاس است . اما بین بازیگران اصلی ، وی تنها معماری است که این تحولات را در بطن دستاوردهای نهضت مدرن جست و جو کرده و کوشش نموده که پروژه ناتمام این نهضت را،در شرایطی کاملا متفاوت که مشخصه ی آن جهانی شدن و اقتصاد بازار آزاد است ، به پیش ببرد .

کولهاس نه صرفا یک معمار بلکه مهم تر از آن یک نظریه پرداز است . که کار خود را با تعریف مفاهیم مدرنیته شروع کرده است  بعد از استرلینگ شاید بتوان کولهاس را جزو معدود معماران معاصر را دانست که پروژه اتمام مدرنیته را دنبال می کند . او با کتاب { کوچک ، متوسط ، بزرگ ، کلان } نشان میدهد که ایده اصلی مدرنیسم با معماری و شهرسازی مدرن در تضاد است و برای حل مسائل امروز باید با توجه به واقعیت که وی ان را  رئالیسم نو می نامد ، روح اصلی مدرنیسم را احیا کرد . 

تعریف کولهاوس از معماری: 

تعریف او از معماری آن است که معماری ترکیب از توانایی و ناتوانی است . ذهن معمار برای فعال شدن ، بستگی به تحریک دیگران- مشتریان ، اشخاص یا موسسات دارد. بنابراین تصادف ، زیربنای نهفته ی زندگی همه معماران است . آنها با سلسله ای از خواسته ها مواجه میشوند ، با پارامترهایی که انها ایجاد نکرده اند و در کشورهایی که انها به سختی با اشنا هستند و درباره ی موضوعاتی که معماران فقط به طور مبهم با ان آشنا هستند و منتظر روبرو شدن با مشکلاتی هستند که در مغز انها  تثبیت نشده است و این برای معماران بسیار تعجب آور است . معماری در تعریف ، یک سرگذشت پر هرج و مرج است. سبکی که تقریبا خود رم کولهاس به وجود آورد سبکی است به نام صفحات ممتد .

ویژگی های طراحی کولهاس:

معماری او همیشه اینطور نشان داده است که وی تمایل دارد کارش به عنوان یک تولید عرضه کند  . از دیدگاه او ، کار معماری خیلی بی شباهت به کار صنعتی نیست .

بازده معماری یک تلاش جمعی است . معمار شخصی نیست که مانند آیزنمن ، طراحی کند و یا در جستجو طرح های ایده آل و بررسی آنها باشد. از نظر کولهاس یک معمار ، شخصی است که از شکل ها و فضاهای در اختیار خود ، برای وفق دادن برنامه ها با زندگی مدرن استفاده می کند.

کولهاس همیشه  به تحلیل تولید علاقه داشته است و مطالعات روانشناسی یک قسمت اصلی از برنامه مدرسه لندن در اواخر دهه ی شصت بود. او همچنین به نام معاصر بودن میخواست که معماری او به گونه ای باشد به شرایط خاص مکانی مربوط نباشد . در واقع او میخواست  معماریش قایل استفاده باشد در هر جایی مثل ژاپن ، هلند و آمریکا قابل اجرا باشد . به عبارتی مکان ، موضوعه مهمی نباشد . یعنی تصوری جهانی بر فردیت معماری حاکم باشد . در واقع این امر بیشتر یک کار تجاری است تا یک کار هنری و معماری  .

کولهاس به موفقیت بالا در مقیاس درست علاقه داشت . مقیاس نتیجه ی یک طبقه بندیست که از خصوصی بودن به صحت جمعی بودن هدایت شده است . از طریق دستکاری ماهرانه در مقیاس ، معماری در جایگاهی قرار میگیرد تا به اجتماع خدمت نماید که به وسیله ی فرهنگ جمعی تعریف شده است . کولهاس به ما کمک کرد تا بصورت سلسله مراتبی فکر کنیم . ساختمان شکل های خود را که به واسطه ی مقیاس مشخص شده و نقشی که در یک شهر ایفا می کنند ، پیدا می کنند .

مقطع آزاد :

کولهاس در چند پروژه ی خویش به دنبال پلان آزاد لورکوربوزیه ، موضوع مقطع آزاد را مطرح می کند . در یک مفهوم کلی میتوان پروسه ی عدم محدودیت در مقطع را در توالی در جریان پلان آزاد دانست. موضوع مقطع آزاد در واقع دفرمیشن ساختار فضای مدرنیستی برای حذف محدودیت در مقطع و ایجاد سیرکولاسیون عمودی بدون تمرکز فضایی است و در نظریه های کولهاس کانسپت پلان آزاد تبدیل به مقطع آزاد می شود .

با بررسی و تامل در طرح ها و نحوه ی ارایه آنها میتوان به این نتیجه رسید که رم کولهاس این معمار متفکر در طراحی هایش از روش های مختلف استفاده میکند . در آثار او تضاد و عدم پیوستگی تنها بعد شکلی دارند و در حقیقت در بعد تئوریک انسجام کاملی بین آثار کولهاس وجود دارد . می توان گفت او در طراحی به این نکات توجه ویژه دارد  :

توجه به خواسته های کارفرما :

همیشه سعی او بر این است که تمامی خواسته های کارفرمای خویش را با اندیشیدن در طراحی برآورده سازد .

 عملکرد : او به نوعی معماری عملکردگراست نه آن عملکردگرایی که ما از معماران مدرنیستی در ذهن داریم . عملکرد ، نقش اصلی در طراحی پروژه های او دارد ولی مانند معماران مدرن قوانین ثابت و الزامی برای آن ندارد و بسته به نیاز هر پروژه ایده ای نو پدید می آورد . عملکرد ، حرکت و دیاگرام های اوست که طراحی را به پیش می برد .

حرکت و دیاگرام :

عامل حرکت از مشخصه های اصلی کار کولهاس است و در اکثر کار های وی بخشی از ایده های اصلی پروژه را به خود اختصاص می دهد . او از طریق دیاگرام های کانسپت و روابط ، پیچیدگی های پروژه را نمایان میسازد.

تکلونوژی جدید باعث ایجاد سیرکولاسیون عمودی شده است . در پایان باید اشاره کرد که این پروژه زمینه گرا نیز است، زیرا هر سمت ساختمان با تاثیر از ویژگی های شهری مجاورش به وجود آمده است و در عین حال طرحی پر احساس ، نمادگرا و دیاگرامتیک است . شیوه پاسخگویی به نیاز های سایت در نظر کولهاس چیزی فراتر از همخوانی مصالح و رنگ و ارتفاع ساختمان با همجواری هاست.

سازه :

او برای هر طرحش پیشنهاد سازه ای نیز دارد  و این نشانه قدرت او در طراحی است و نشان دهنده آن است که همانند خیلی از معماران دیگر تنها خیال پردازی نمیکند .

دیاگرام و ماکت :

پاستفاده از روش دیاگرام ، زمینه گرایی و پارامتری از ویژگی های طراحی اوست و در هر مرحله ای برای برقراری ارتباط بیشتر با اثر ماکت آن را نیز طراحی می کند.

اقتصاد ساختمان :

اقتصاد ساختمان یکی از بحث های مهم کولهاس است : اقتصاد برای وی صرفه جویی نیست ، بلکه عملی ساختن بیشترین برنامه با به کار گیری حداقل سرمایه است. در واقع او به دنبال نوعی طراحی امکان پذیر است . مسئله قیمت برای جهان امروز و خصوصا کشور هایی مثل ایران بسیار مهم است . تجربه کولهاس نشان می دهد که کیفیت معماری لزوما منحصر به آثار نخبه و پرخرج نمی شود . بنابراین ، واقع گرایی تئوریک و نگرش وی به کلانشهر ها با وضعیت کلانشهر هایی مثل تهران به شدت تطابق دارد و راهکار های وی در این رابطه کاملا عملی و مناسب به نظر می رسد.

اصول به کار رفته توسط وی نظیر : عدم ارتباط بین بیرون و داخل ، برتری فضای درون ، اهمیت مسیر ها ، همزیستی بخش های منفصل ، روی هم قرار گیری شبکه متشکل از عناصر کم و بیش تکراری ، ظاهرا با بازار ایرانی تطابقی کامل دارند .

نمونه کار های دیکانستراکشن رم کولهاوس :

کتابخانه مرکزی سیاتل 

در طراحی کتابخانه مرکزی سیاتل ، پوسته ای دولایه ای وجود  دارد که مهمترین شاخصه ی فرم محصوب می شود ، شبکه ای لوزی شکل از جنس فولاد و شیشه است که بنا را کاملا پوشانده است و نه  تنها سبب حداکثر استفاده از نور طبیعی و کاهش اتلاف انرژی در تمامی طبقات می شود بلکه نقش سازه ای داشته و موجب کاهش تعداد ستون ها در داخل پلان و انتقال بار به جداره ساختمان نیز شده است . کل بنا یک بلوک شهری کامل را به خود اختصاص داده و به دلیل تفاوت سطح ارتفاع های خیابان های دو سمت ساختمان ، دو ورودی مجزا در طبقات اول و سوم در دو سوی بنا طراحی شده اند .  

           

این یکی از موفق ترین ساختمان های عمومی در رعایت استاندارد های پایداری انرژی است . حداکثر استفاده از  انرژی خورشیدی و آب باران از دیگر مصادیق موفقیت بنا در پایداری انرژی است .

ساختمان CCTV

این برج با طرحی به شکل یکی از حروف الفبای چین ، سازه ای فولادی به فرم یک حلقه ی پیوسته دارد که از حجم ساختمان بالا  می رود و به دور آن میپیچد .

به شکلی نمادین از نظر مقیاس شهری به صورت دو برج طراحی شده است که در ارتفاع به یکدیگر می رسند و مکعبی را تکمیل میکنند که در نقطه ی شروع دو برج در سمتی دیگر ساخته اند .

نکته قابل ذکر در تفکر و  ایده طراحی  سی سی تی وی توجه به مقیاس شهری و نقش ساختمان در مقیاس شهری است که از خصوصیات کارهای خیلی خیلی بزرگ به ( تعبیر کولهاس )    رم کولهاس می باشد .  

 

 

نکته دوم در کار کولهاس به تصویر کشیدن  فضا ست . بخش تهی که با شکل و فرم اثر ، به نوعی قاب شده ، را می توان نمایش فضا دانست که تا  قبل از این ساختمان  مرسوم نبوده است . کولهاس فضا را درست مانند حجم به نمایش گذاشته است .

مساحت زیاد ، چرخه ای پیوسته از مقاطع ، توجه به سازه ، سطوح شیشه ای بزرگ و به کار گیری فرم های خالص همگی از مواردی هستند که کولهاس در طراحی سی سی تی وی به کار برده است .

آثار وی دارای خصوصیاتی های بوده است که عبارتند از :

شفافیت بصری ، استفاده از سطوح شیشه ای بزرگ، به کار گیری فرم های خالص همانطور که در آثاری چون کتابخانه مرکزی سیاتل ، ویلا دال آو و ساختمان سی سی تی وی و ساختمان سفارت هلند در برلین به چشم میخورد. عامل حرکتی که از مشخصه های اصلی کار اوست و در اکثر کارهای وی بخشی از ایده های اصلی پروژه را به خود اختصاص می دهد. او به دنبال حرکت ، درک جزئی و ناپیوسته و زیبایی شناسی نا به هنگام است مثل کتابخانه مرکزی سیاتل در آمریکا که طبقات میانی سطوح اصلی را بهم وصل می کنند و یا همانند کتابخانه ژوسیو در پاریس

 ایجاد حس تعلیق با استفاده از کنسول ها و ستون های زیر آن و فرم های پویا از جمله ویژگی های طراحی کولهاس بوده است مثل خانه دو دوست ، CCTV  ، خانه دال آوا.

با  توجه به ویژگی هایی که گفته شد رم کولهاس در کل به دنبال طراحی لایه ای است که ضمن مستقل دانستن هر لایه در ظاهر،در اجرا و واقعیت طرح،ارتباط و پیوستگی وجود دارد اما وسیله های ارتباطی به عنوان عناصر فرعی ولی با خاصیت حرکت در نظر گرفته شده است. همچنین به سطوح شیشه ای و سازه و در  کنار این ها به تضاد و از بین بردن رایج ها علاقه مند است اثر کتابخانه سیاتل دارای اکثر این خواص می باشد . 

نیجه گیری :

بدون شک رم کولهاس یکی ار مهمترین معماران دهه های اخیر است .او نه تنها با پروژه هایی که ساخته است که با مقالات و نظریاتش نقش مهمی در پیشبرد معماری داشته است. گرچه منابع مختلف کارهای کولهاس را دسته بندی های  مختلفی کرده اند و عده ای او را در زمره معماران دیکانستراکتیویست قرار داده اند و بعضی دیگر او را از گروه معماران مدرن متاخر نامیده اند و البته عده ی کثیری با نام یک معمار نئومدرن از او یاد میکنند . با همه این اوصاف با توجه به مساله زمان و قرار گیری تفکر و نظریات یک انسان در بازه زمانی شاید دسته بندی یک معمار به این سادگی نباشد . اما قطعا اولین راه برای رسیدن به تفکرات و سبک کاری یک معمار بررسی کار های اوست . یکی از این راهبرد ها بررسی شیوه های طراحی یک معمار در پروژه هایش است .

کولهاس از معمارانی است که در زمان پی ریزی تفکرات مکتب فولدینگ شروع به کار و فعالیت حرفه ای خود کرد او     معماری است با اندیشه های نظری و عملی، پیشگام در معماری پراگماتیک که قوانین را میشکند . 

در کارهای وی در مقیاس خردتر تکنولوژِی جدید خصوصا آسانسور موجب شده است که طبقات مختلف یک ساختمان ، موجودیتی مستقل و غیر پیوسته بیابد ، پلکان به عنصری فرعی تبدیل شده و وحدت عمودی در بنا معنایی ندارد .

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان