سبک معماری دیکانستراکشن

سبک معماری دیکانستراکشن

سبک معماری دیکانستراکشن عنوان مقاله ای است که قصد داریم در بخش تخصصی معماری irpme.ir  به ان بپردازیم در مقاله قبلی به موضوع فلسفه دیکانستراکشن پرداختیم که پیشنهاد میشود پیش از مطالعه این مقاله به مطالعه ان بپردازید.

 

 

تاریخچه معماری دیکانستراکشن:

سبک معماری دیکانستراکشن از سال ۱۹۸۰ شروع و در ۱۹۹۰ پایان پذیرفت.  اما در این بازه تاثیر شگرفی در تاریخ معماری و خود معماری جهان گذاشت .

معماری امروز ما باید از علم و فلسفه قرن نوزده گذر کند و خود را با شرایط جدید منطبق سازد . همچنان که معانی ، مفاهیم و نمادها در علم و فلسفه عوض شده ، در معماری نیز باید عوض شود .

همانطور که در گذشته ذکر شد واژه دیکانستراکتیویسم یا دیکانستراکشن به معنی ساختار شکنی شالوده شکنی و تغییر قوانین موجود میباشد شکل های مضرس و فرم های پاره پاره شده بیشتر این را مینمایانند که دیکانستراکشن نام کاملا  مناسبی برای این کار ها است ولی بنظر میرسید که در این میان مشکلاتی هم وجود دارد..

کلمه دیکانستراکشن عملا در لندن به کار میرفت در حالی که در نیوروک مارک ویگلی از دیکانستراکتیویسم  سخن میگفت.

 

معماران موجود در حلقه دیکانستراکشن 

آیزنمن ، چومی ، گهری ، حدید ، کولهاس ، الیاس زنگلیس ، کولی شف ، کرایل و …

 

فلسفه و معماری در دیکانستراکشن

از نظر مارک ویگلی و فرانک گری تلاش ها برای ربط دادن معماری حتی این  معماری با فلسفه های مبهم و مشکوک نه تنها اشتباه بود  بلکه گمراه کننده هم بود.
از اوایل دهه ۱۹۸۰ مشخص بود که چیز جدیدی در حال رخ دادن است که معماران ساختمان ها را با زوایا عجیبی در معرض نمایش قرار میدهند به گونه ای که شدیدا باهم برخورد میداشتند و در هم نفوذ میکردند.

ارتباط معماری و دیکانستراکشن 

 

 

ارتباط مستقیم معماری با دیکانستراکشن نخستین بار توسط پیتر آیزنمن معمار معاصر آمریکایی تحقق یافته است .     
آیزنمن معتقد است که مدرنیست ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جست و جو کرد . پست مدرنیست ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند ، ولی معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند .

در این مورد وی از واژه ”  به معنای ” اکنونیت “ استفاده کرده و معتقد است که معماری در هر زمان و مکان باید اکنونیت داشته باشد متعلق به زمان و مکان حاضر باشد.  آیزنمن نه تنها با مقالات و سخنرانی های خود بلکه با فضا ها،کالبد ها و محوطه سازی های متعددی که ساخته، فلسفه دیکانستراکشن را بصورت یکی از مباحث اصلی معماری در طی دهه هشتاد میلادی در آورد.

او در مقاله ای به نام مرز میانی که یعنی نه اینطرف و نه آنطرف ، فلسفه مدرن و معماری اش را هر دو به باد گرفت از نظر وی معماری مدرن براساس علم و فلسفه قرن ۱۹ بنا شده است.

دوگانگی ها  در نگاه ایزنمن :

پیتر آیزنمن بر این باور است که در زندگی امروز ما ، دوگانگی هایی مانند وضوح و ابهام ، ثبات و بی ثباتی ، زشتی و زیبایی، سودمندی و عدم سودمندی ، صداقت و فریب ، پایداری و تزلزل ، صراحت و ایهام وجود دارد. این تقابل ها و دوگانگی ها می بایست در ساحت معماری به عنوان تجلی گاه شرایط زندگی ما به نمایش گذاشته شود.

ایزنمن سایتی با لایه های متنوع را به پالیمسست تشبیه میکند که از استعاره های مورد علاقه دریدا است.
ایزنمن با طراحی اپارتمان هایی  در برلین که خیابان فردریش برلین را قطع میکند ساختار شکنی را نشان می دهد. که از هندسه مشبک سه بعدی پیچیده ای پیروی میکند.
هدف او در ان زمان ایجاد نوعی معماری نحوی ناب بود بی هیچ ارجاع معنا شناسی خاصی که ما از روی بی بند و باری ان را معنی مینامیم.

 

او در ان زمان به چامسکی نزدیک شد تا به کار او استحکام ذهنی بخشد. ایزنمن میکوشید نوعی معماری از هندسه ناب نحوی بی هیچ مفهوم معنا شناسی خلق کند.

 

اثار معماران در دیکانستراکشن

ویگلی نیز ایزنمن را به عنوان برپا دارنده فرم های ساده هندسی و  سپس تحریف ان ها با افزودن و کاستن میبیند.

در واقع همان کاری که رم کولهاوس در ساختمان اپارتمانی خود در امستردام انجام داده است که به طور کلی از قطعه ی بلند و باریک به اضافه ی برج هایی طراحی شده اند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند.

طرح رم کولهاوس به مانند قطعه ای است که بوسیله برج ها تحریف شده که در واقع جدال بین برج ها و قطعه، شکاف هایی را می گشاید،چه بصورت درز باریک،و حفره ای عظیم در حجم و چه به صورت فضاهایی تهی. 

 

برنارد چومی و پیتر ایزنمن بخاطر ایده های جالب توجه تر نظر دریدا را به خود جلب کردند.

چومی با طراحی پارک دولاویولت در پاریس شبکه ۱۲۰ متری را در سر تاسر سایت گسترداند. چومی در این پارک سیستمی از نقاط را در نظر گرفت و او در نقاط تقاطع یک فولی(مکعب خیالی به اضلاع  ۱۰ متر ) قرار می دهد. برای بسط این فولی ها به شیوه های مختلف هر چند پیچیده تر احکام ایزنمن گون دارد. چومی در میان و اطراف “فولی” هایش مسیر های صعودی و نزولی زیادی را طراحی کرده که برخی از ان ها به شدت هندسی اند و بقیه فرم های بسیار ازاد اند.
پارک چومی از روی هم قرار گیریه سه سیستم منظم کاملا متفاوت تشکیل می شوند:
نقاط،خطوط و سطوح.

زاها حدید در سال۱۹۸۲ حفاری و بازسازی چشم اندازی به شکل ” کوه دست سازی از سنگ گرانیت صیقلی ” خیلی بزرگ و انتزاعی با فرم های هندسی را طراحی کرد سپس ۴ تیر عظیم را به طور افقی در میان بخش  دست ساز کوه فرو برد. هر تیر در طراحی داخلی اش تاثیراتی از زاویه تیر دیگر دارد.

 

ویژگی هایی که در دیکانستراکشن شروع کننده سبک فولدینگ شد

  مه یر ها و ایزنمن ها همه شان تنها در پلان زوایا تندی را نمایاندند که با یکدیگر برخورد میکندد . در کار های ایزنمن و حدید برخورد شدید “تیر ها ” در سه بعد نمایان است و در کاری های چومی بر خورد شدید سیستم های هندسی به چشم میخورد.

این سبک به عنوان پیش زمینه رویکردهای متعاقب آن همچون معماری فولدینگ و معماری پیدایش کیهانی بود. از دیگر معماران این سبک می توان از فرانک گهری ، زاها حدید ، رم کولهاس و برنارد چومی نام برد.

جمع بندی معماری دیکانستراکشن

در معماری دیکانستراکشن کالبد معماری به صورتی طراحی می شود که در عین بر آورده نمودن خواسته های عملکردی پروژه ، تناقضات و تباینات بین موضوعات رابا تفسیر متفاوت بیان می کند.

لذا شکل کالبدی به صورت یک مجموعه چند معنایی ، ابهام انگیز ، متناقض و متزلزل ارائه می شود ، که خود طرح زمینه را برای تفسیر و تاویل آماده می کند دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود.

ویژگی های کلی سبک معماری دیکانستراکشن

۱) ایجاد احساس تعلیق ، ناپایداری و پویایی

۲) استفاده از سطوح و خطوط مورب و کج و معوج

۳) همجوارییه نماد های نا مربوط در کنار یکدیگر

۴) تداخل احجام و سطوح معلق در یک ترکیب هنرمندانه

منبع:
معماری دیکانستراکشن و دیکانستراکتیویست
مقاله معماری دیکانستراکشن

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان